پرونده سرقت تعزیری

در صورتی که طفلی مرتکب جرم سرقت شود، متضرر می تواند با مطالعه نمونه پرونده فوق  اطلاعات کافی در این خصوص کسب نماید و در دادسرا شکایت کیفری طرح کند.

نتیجه:

صدور قرار منع تعقیب

نام مجتمع قضایی و شعبه: مجتمع قضايي اطفال، شعبه 1186
نام قاضی: جناب آقاي خجسته نيا
شماره پرونده: 9009982175100164
شماره دادنامه: 9009972172600434
نتيجه پرونده: صدور قرار منع تعقیب
شاکی: ا.ن
متهم: ا.م
اتهام: سرقت مستوجب تعزیر
دلايل: 1- تحقیقات مقدماتی و محتویات پرونده 2- اظهارات متهم

اصل برائت (اصل37 قانون اساسی)
استناد ماده ی 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری
تحقیقات و محتویات پرونده و اظهارات مظنون مرقوم، دلیلی که موید توجه بزه موصوف به امیر حسین م باشد حاصل نیست

گردشکار پرونده:


صورت جلسه ی دستگیری سارق موتور سیکلت با موتور مسروقه:


ساعت20 مورخ90/5/1 اینجانب گ.آ در معیت و.ط در  سطح خیابان با کد تجسس واحد 85 در حال گشت زنی بوده که به یک دستگاه موتور سیکلت هوندا با پلاک 591-38-ایران 15 که دو نفر سرنشین داشت مظنون شدیم. پس از توقیف مظنونین و معرفی خود و با استعلام از موتور سیکلت مشخص شد موتور سیکلت مسروقه بوده و سابقه ی سرقت داشته است. دو نفر به کلانتری راهنمایی شدند، دو نفر نام خود را م.ت و م.غ اعلام نموده و آدرس داده اند. موتور به پارکینگ دلالت شد.


بازجویی از مهدی.غ در کلانتری انجام می شود. وی در جواب می گوید: من ترک نشین بودم و از مسروقه بودن موتور بی اطلاعم. همچنین بازجویی از محمد.ت انجام شده که وی نیز اظهار می دارد: موتور مال دوستم به نام  امیر حسین.م است. آدرسش را نمی دانم فقط خانه ی مادر بزرگش را بلدم. در گزارش کلانتری 108 نواب به سرپرست دادسرای ناحیه ی 10 شرح ماوقع با ضمیمه ی بازجویی از دو نفر نامبرده اعلام می شود.


ا.ن، مالک موتو مسروقه اعلام سرقت نموده و شکایت خود را در کلانتری ثبت می نماید. کلانتری این موضوع را به شرح زیر به دادسرا گزارش می نماید: ساعت 6 مورخ 90/05/05 طی پیامی از مرکز پیام به محل اعلامی مراجعه نمودم، فردی که خود را ایمان ن معرفی نمود اظهار داشت موتور خود را داخل ساختمان پارک کرده و بعد نبوده است. شماره موتور 591-38-ایران 15 است. همسایه ی واحد اول اظهار داشت که یک پسر بچه 13 الی 15 سال در ساعت 1 داخل ساختمان آمده و پرسه می زد و روی موتور نشسته و موتور را خارج نموده است. شاکی شکایت خود را به دادسرا تقدیم می نماید. در دادسرا از نامبرده بازجویی می شود که وی در پاسخ اظهار می دارد: سند موتور به نام خودم است. قفل نداشت به کسی هم مظنون نیستم. همچنین از محمد.ت در دادسرا بازجویی به عمل می آید. وی ابراز می دارد: از سرقت موتور بی اطلاع بوده ام. موتور را از مرادیان که زیر 18 سال است امانت گرفته بودم. مرادیان خود را به کلانتری معرفی می نماید. باز پرس پرونده به کلانتری دستور می دهد: محمد .ت و مهدی.غ آزاد شوند و م  شناسایی و احضار و به این دادسرا هدایت شود. در دادسرا بازجویی از م انجام شده که نامبرده اظهار می دارد: درست است من موتور را به م.ت داده ام. موتور را از پسری به نام شاهین تحویل گرفته ام که نمی دانم کیست و از او آدرس ندارم.


باز پرس پرونده نسبت به محمد.ت و مهدی.غ به شرح زیر قرار منع تعقیب صادر می نماید.


قرار منع تعقیب:


در خصوص گزارش مرجع انتظامی علیه: 1- محمد.ت و 2- مهدی.غ  دایر به سرقت موتور سیکلت با توجه به اظهارات آقای امیر حسین.م مبنی بر بی اطلاع بودن امیر حسین.م از سرقتی بودن موتور و مستندا به بند الف ذیل ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امورکیفری و بند ک ذیل ماده ی3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی 1381 قرار منع تعقیب صادر و اعلام می گردد. در خصوص امیرحسین.م نیز دادگاه اطفال باید رسیدگی کند.


نظر دادیار اظهار نظر: در خصوص اتهام آقای ا.م نظر به اینکه کمتر از 18 سال دارد. دادگاه اطفال باید رسیدگی کند لذا با این تصمیم موافقم. دادیار شعبه اول دادسرای ناحیه ی 29ویژه ی نوجوانان


پرونده جهت رسیدگی به دادگاه اطفال ارجاع شده و دادگاه حسب محتویات موجود در پرونده به شرح زیر رای خود را صادر می نماید:

در خصوص اتهام آقای ا.م دایر به سرقت، موضوع شکایت آقای ا.ن،  دادگاه با عنایت به بررسی های به عمل آمده و تحقیقات و محتویات پرونده و اظهارات مظنون مرقوم، دلیلی که موید توجه بزه موصوف به امیر حسین.م باشد حاصل نیست. بنابراین با توسل به اصل برائت (اصل37 قانون اساسی) و به استناد ماده ی 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امورکیفری، قرار منع تعقیب ایشان را صادر و اعلام می دارد که رای اصداری قابل تجدید نظر است.     


 


رضا خجسته نیا، رئيس شعبه ی 1186 مجتمع قضايي اطفال

انجام تحقيقات مقدماتي وفق قانون و به درستي انجام شده است. صدر ماده 177 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مقرر می دارد: "پس از ارجاع پرونده به شعبه دادگاه و عدم نياز به تحقيق و يا اقدام ديگر دادگاه به شرح زير عمل مي‌نمايد" در بند الف این ماده که مورد استناد بازپرس قرار گرفته آمده است: "چنانچه اتهامي متوجه متهم نبوده يا عمل انتسابي به وي جرم نباشد دادگاه اقدام به صدور رأي برائت و يا قرار منع تعقيب مي‌نمايد." همچنین بند ک ذیل ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب بیان می دارد: "پس از آن كه تحقيقات پايان يافت، بازپرس آخرين دفاع متهم را استماع نموده‌ با اعلام ختم تحقيقات و اظهار عقيده خود، پرونده را نزد دادستان مي‌فرستد. درصورتي‌كه به عقيده بازپرس، عمل متهم متضمن جرمي نبوده يا اصولاً جرمي واقع نشده و يا دلايل‌كافي براي ارتكاب جرم وجود نداشته باشد قرار منع تعقيب و درصورت عقيده بازپرس بر‌تقصير متهم، قرار مجرميت درباره ايشان صادر مي‌نمايد و چنانچه متهم در آخرين دفاع‌ دليل مؤثري بر كشف حقيقت ابراز نمايد بازپرس مكلف به رسيدگي مي‌باشد. ‌دادستان نيز مكلف است ظرف پنج روز از تاريخ وصول، پرونده را ملاحظه نموده و‌ نظر خود را اعلام دارد." لذا با توجه به محتویات پرونده، صدور قرار منع تعقیب کاملا به درستی انجام شده است. ماده 4 قانون تشکیل دادگاه مربوط به اطفال بزهکار مقرر می دارد: "به كليه جرائم اطفال كه سن آنها بيش از 6 سال تمام و تا 18 سال تمام است طبق اين قانون در دادگاه اطفال رسيدگي مي‌شود." لذا ارجاع پرونده آقای ا.م به دادگاه اطفال با توجه به سن متهم به درستی انجام شده است. همچنین رای صادره مبنی بر برائت ا.م  به استناد ماده 177 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و اصل 37 قانون اساسی (اصل‏، برائت‏ است‏ و هيچكس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ كه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.) نیز کاملا صحیح می باشد.

کد امنیتی * CAPTCHA reload_32