28 خرداد 1398
آیا کودکان کار متکدی هستند یا کارگر؟ / نظارت دولت بر سمنها حداکثری و حمایت آن حداقلی است

آیا کودکان کار متکدی هستند یا کارگر؟ / نظارت دولت بر سمنها حداکثری و حمایت آن حداقلی است

در نشستی به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان در داتیکان مطرح شد. (بخش دوم)

داتیکان: 22 خرداد مصادف است با روز جهانی مبارزه با کار کودکان. به همین منظور داتیکان در نشستی که هفته قبل و در همین تاریخ برگزار شد، به بررسی مهمترین مشکلات حقوقی کودکان کار و نیز جایگاه دولت در مقابل این قشر از جامعه پرداخت. در همین راستا، محمد لطفی عضو مرجع ملی کنوانسیون حقوق کار، مجتبی عباسی و هدا شیرینکام از پویش آفتابگردان به همراه نعمت احمدی، وکیل دادگستری در نشستی که در داتیکان برگزار شد به بررسی این موضوع پرداختند. در بخش نخست نشست آمارهایی از وضعیت کودکان کار خیابانی در تهران اعلام شد و علاوه بر این، آخرین وضعیت لایحه حمایت از اطفال و نوجوانان مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه بخش دوم نشست را باهم می‌خوانیم.

حمایت دولت از انجمن‌هایی شبیه پویش آفتابگردان به چه صورت بوده؟ آیا اقدامات مناسبی از سوی دولت و سایر دستگاه‌ها صورت گرفته است؟

عباسی: به صورت اجرایی متاسفانه خیلی ما فعالیت حرکتی رو ندیدیم و نمی‌بینیم و به نظر من روند کند است. من حداقل 12- 13 سال در حوزه کارتن خوابی کار داوطلبانه کردم و آشنایی دارم، به وضوح می‌شود در کف خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ این را دید که اگر امروز برای معضل کودک کار اقدامی انجام ندهیم، 15 -20 سال دیگر سونامی کارتن خوابی و کیف قاپی و زورگیری تمام شهرها را بر می­‌دارد و اصلا فکر نکنید درباره تهران داریم حرف می‌زنیم. ما نیاز داریم حداقل به لحاظ اجرایی کمک­‌هایی داشته باشیم و دست ما باز شود. به عنوان نمونه، سمنی که ما تأسیس کردیم، کاملا به صورت مردم نهاد اداره می‌شود و هیچ وابستگی به شهرداری و وزارت­خانه نداریم. وقتی جامعه با کاهش قدرت خرید و یک پنجم شدن ارزش پولش روبرو می‌شود و نتیجه آن کوچکتر شدن سفره مردم است، طبیعتاً شرایط برای ما سمن‌ها نیز سخت‌تر خواهد شد زیرا ما به وسیله کمک‌های مردم اداره می‌شویم و در این وضعیت بخش مهمی از کمک‌های مردم نیز کاهش می‌یابدف این در حالی است که هزینه‌های ما نیز دوبرابر شده و هیچ تغییری در بودجه ما صورت نگرفته و حتی به یک پنجم کاهش پیدا کرده است. طبیعتا در چنین شرایطی من به عنوان فعال در این حوزه، امکان ارائه خدمات به کودکان را ندارم. به عنوان نمونه با حداقل امکانات می‌شود یک یونیت دندانپزشکی سیار به محل چهارراه ببریم و وضعیت دندان کودکان را معاینه کنیم. وقتی کودک این خدمت را از سوی من ببینید، تا آخر عمرش آن خدمت در ذهنش ماندگار می‌شود و چیزی که آن بچه را تغییر می‌دهد دقیقا همین توجه و خدمت است. این مسأله فقط به بحث پزشکی کودکان منوط نمی‌شود و خیلی کارهای دیگری نیز می‌شود انجام داد، از قبیل فراهم کردن شرایط بازی کودک در همان سر چهارراه و غیره.. .  اگر یک ون باشد که بتوانم چندتا آدم متخصص این کار را ببرم، نیم ساعت فضا بازی یا آموزش از طریق هنر را فراهم کنم، اتفاقات بسیار مثبتی رخ می‌دهد. ولی مسأله اینجاست که این ون پارسال 800 میلیون تومان بوده ولی الان دو میلیارد شده است. ما ان جی اوها اصلا توان این را نداریم که ون بخریم. خیلی واضح درخواست به وزارت کشور می‌دهم که سه ماشین غیر مالکیتی به من امانت بدهند یا هر ماه گزارش بخواهید یا سالم تحویل بگیرید. چون ما نمی‌توانیم 6 میلیارد پول ون بدهیم اما با 3 ون می‌­توانیم در این شهر معجزه کنیم. ما این امکان را نداریم ولی وزارت کشور  سال گذشته 250 عدد از بهترین ماشین‌ها را گرفت و در اختیار بهزیستی قرار داد. من راجع به 250 که نه، راجع به 25 عدد هم خیر راجع به سه عدد ون حرف می‌زنم. اصلا چیز زیادی نیست که یک ان جی او بخواهد از امکانات استفاده کند. پول هم نه. چون معتقدیم مردم نهاد بودن یعنی گردش مالی فقط از طریق مردم باشد، ولی وقتی شکاف انقدر زیاد است که من برای تامین ابزار کارم نیاز دارم که این امکانات را داشته باشم، طبیعی است که این حق را دارم که از امکانات به نفع مسئولیت اجتماعی که دارم انجام می‌­دهم، استفاده بکنم. ما امروز خیلی نیاز داریم توی این بخش ارگان­‌ها علاوه بر مباحث حقوقی به ما کمک کنند. نمی­‌دانم چه محدودیت­‌های حقوقی وجود دارد که ارگان­ها نمی‌تواند این حمایت را از ما بکنند؟ ما این نوع حمایت­ها را از مراجع مربوطه نیاز داریم. ماه­‌هاست ما بزهکاری را شناسایی کردیم و گزارش تصویری و عکس و موبایل را ارائه دادیم در سطح معاون وزیر هم پیش رفتیم. ولی یک بخش کار امنیتی است و ما اجازه ورود را نداریم. برای انجام چنین اموری، من حمایت قانونی می‌­خواهم که این فرد را شما کارشناس تجسس، رصد، هر چیزی که فکر می‌کنید را بگذارید که رصد کنند. این فرد، بچه‌های کار اکیپ ما را می‌برد و مورد تعرض و سو استفاده قرار می‌دهد و حتی شرایط را برای اعتیاد آن‌ها فراهم کرده است. بچه­‌های رنج سنی 7 تا 12 سال معتاد می‌شوند و فردا از همین برای کار دیگری استفاده می­‌کند و هیچ جوابی نگرفتیم. اینجاست که می‌گوییم در عمل ما نتیجه‌ای نداریم.

برای همین مورد چه پاسخی از سوی معاون وزیر یا مراجعی که به آن‌ها مراجعت کردید؟

عباسی: فقط سکوت!

شیرینکام: ما اعلام می‌کنیم و اتفاقی نمی­افتد. من خودم سه بار سر اکیپ رفتم و ساقی دیدم و گزارش دادم ولی هیچ اتفاقی صورت نگرفت.

عباسی: البته ما ساکت نمی‌مانیم. به کلانتری مراجعه می‌کنیم و تلاش داریم که شخصا مشکل را حل کنیم. ولی روابط پیچیده است. اینها مواردی هستند که فورس ماژور است و نیاز به ضرب العجل دارد تا بتوانند سریع اقدام کنند.

لطفی: ماده 66 آیین دادرسی کیفری هم ظرفیتی است که برای ان جی اوها در نظر گرفته و از یه جایی به بعد، بحث کودکان کار و آسیب های اجتماعی مقداری جدی­تر شد. مثلا در رابطه با کودکان خیابانی و کار، سال 84 یک آیین نامه‌ای بیرون آمد که آیین‌نامه ساماندهی کودکان کار تهران بود. وقتی دولت اخیر سرکار آمد، یک جمله‌ای گفتند رییس جمهور که ما آسیب‌های اجتماعی را به رسمیت می‌­شناسیم. هورا! بعد گفتند چه کنیم حالا؟ چند تغییر اتفاق افتاد. یکی همان بحث ابتدای عرایضم بود. دوتا کار مهم بود. ابتدا تسهیل ثبت ان جی او ها. شما در این کشور بخواهید ان جی او ثبت کنید باید کفشتان پاشنه آهنی داشته باشد. خب چرا؟ من که می­خواهم کار داوطلبانه بکنم دولت باید فضا را ایجاد بکند.

این موضوع سختگیری در ثبت ان جی او، به خاطر امکان سو استفاده است؟

عباسی: امکان سو استفاده همه جا هست. نه فقط ان جی اوها. خیلی جاهای دیگر دارد انجام می‌شود.

لطفی: اصلا ما موسساتی می­بینیم که وجود خارجی ندارند. اینکه تقصیر ما نیست. شما آن سیستم نظارتی که باید بگذارید درست کار نمی­کند. بحث من این است که شما یک محیطی را ایجاد کرده­اید که فعالین اجتماعی بیایند، پروانه تاسیس را بدهید و نظارت بکنید. ان جی اویی پروانه تاسیس دارد، پروانه فعالیت دارد، ولی هر دو سال باید برود دوباره مجوز را تمدید کند. خب شما هر دو سال یک ناظر بفرستید که بدانند آنها فعالند و یک پروتکلی هم داشته باشد. اینها را دارد رعایت می‌کند و فعالیت هم می‌کند دیگر نیازی ندارد. چرا بعد از دو سال دوباره باید همان روند ثبت را ادامه دهیم؟ من معتقدم سمن‌ها باید خودشان به خودشان مجوز بدهند مثل همین کانون وکلا. مگر وکلا برای خودشان نهادی ندارند که آزمون برای خودشان برگزار می­کنند؟ از نظر من سازمان­های مردم نهاد هم باید همینطور باشند. یعنی یک شبکه ملی گسترده داشته باشند که خودشان مجوز بدهند و خودشان نظارت بکنند و آن موقعی که لازم است برخورد بکنند از طریق نهادهای قانونی. تا پیش از سال 84، بسیاری مراکز مجوز تأسیس ان جی او می‌دادند ولی الان فقط هلال احمر و وزارت کشور شهرداری مجوز می‌دهند که البته هر کدام داستان خودش را دارد. به باور بنده، جدای از مشکلاتی که دولت پیش پای انجمن‌ها می‌گذارد، افق دید سازمان­‌های مردم نهاد هم باید گسترش پیدا کند. یک درک اختصاصی باید پیدا کنند و بدانند مساله اجتماعی ما و مساله سمن­ها مساله قدرت افزایی است نه توانمندسازی. مثلا آقای عباسی چقدر توانمندی تعریف کند که بهش اهمیت بدهند؟ چند سال است که دارد با انواع و اقسام کار انجام می­‌دهد. متأسفانه ما سمن‌ها خود کوچک بینی داریم. فکر می‌کنیم که سمن را چه به چالش کشیدن وزیر کار یا دادگستری؟ یا نظر دادن درباره برنامه توسعه. آنها یک کرامتی کردند و ما را دخیل کردند. اصلا اینطور نیست. اگر کشور را برای خودمان می­‌دانیم که من خودم را یک آدم ملی­‌گرای خیلی جدی می­دانم، حق دارم که برای کشورم وقتی می­بینم که شما دارید اشتباه می­کنید نظر بدهم. وقتی در عرض دو سال ما با کمتر از 10 میلیارد 33 هزار بچه را به مدرسه می‌­فرستیم که بازمانده از تحصیلند. خب قاعدتا دولت به این عریض و طویلی با این بودجه‌­های کلان خیلی ساده می‌تواند حل کند. حل مساله کودکان کار از نظر من که حداقل 5- 6 سال است در ارتباطم، مانند آب خوردن است. بیخود پیچیده شده است. مساله کلان‌تر است مساله سیاست­‌های کلان اقتصادی است که ما قرار است کارگر ارزان برای سرمایه گذار چین و اروپا پیدا بکنیم. به این خاطر است که کارگاه­‌های زیر 10 نفر را از شمول قانون کار خارج می کنند. که حداقل دستمزدی را هم که همین الان به آنها می‌دهند، ندهند. یعنی کارگر باید الان برسد به روزی کمتر از 3 دلار. این برنامه کلان است. کودک کار نیروی کار ارزان است. به خاطر این است که آقای احمدی­‌نژاد و بعدش بحث ساماندهی مشاغل خانگی را مطرح می­‌کنند. یک عالمه کارگاه خانگی کوچک درست کرده­اند و از شمول قانون کار خارج کرده­‌اند حالا یک قانون دیگر درست کردند که تحت شمول قانون کار هم نباشد ولی ساماندهی شده باشد. چرا؟ این آنجاییست که ما اگر به عنوان سمن این درک کلی را نداشته باشیم سرکار می‌­رویم. وگرنه به هیچ عنوان کار پیچیده‌ای نیست و حلش به شدت کار ساده­ای است.

در واقع معتقدید این سیاست دولت برای کاهش ارزش پول، اگر فرض بر این باشد که این سیاست وجود دارد، منجر به فقر و تورم می‌شود و این کاهش قدرت خرید خود به خود منجر به افزایش کودکان کار می­‌شود زیرا والدین ایشان هزینه زندگی ندارند؟

لطفی: حداقل می‌توان گفت نتیجه‌اش این است. بنظر من این سیاستی که دولت اتخاذ کرده، آگاهانه است. ببینید شما می­‌خواهید تغییر ایجاد کنید . شما یک تولید ناخالص ملی و یک تولید خالص ملی دارید. خالص ملی نفت و معادن و اینهاست. ناخالص ملی باقی می‌­ماند که یعنی کارگاه‌ها و کارخانه‌ها که مردم کار می­‌کنند و درآمد دارند. یعنی اگر می‌خواهید مردم سرکار بروند و دستمزد برود بالا و کارگر نیرویش ارزشمند بشود باید کارخانه‌ها و کارگاه‌ها را راه بیاندازید. چه جوری می‌توانید؟ یا باید با سرمایه‌­گذاری دولتی باشد یا خصوصی یا خارجی. دولتی که مغایر با سیاست­های تعدیل ساختاریست و سازمان تجارت جهانی هم اجازه نمی­دهد. خصوصی داخلی هم نسبت تورم انقدر بالاست که نمی‌صرفد. اگر کسی بخواهد کار تولیدی انجام دهد، فقط 20 درصد سود می‌کند ولی با خرید خانه 80 درصد سود می‌کند، طبیعی است که دردسر کار تولیدی را انجام نمی‌دهد. در چنین شرایطی سرمایه گذار خارجی نیاز است و این سرمایه گذار هم نگرانی‌های سیاسی خودش را دارد. سرانجام این روند منجر به بی‌پناه سازی نیروی کار می‌شود و طبیعتا در این میان کودکان کار در خط مقدم هستند.

آقای احمدی، آیا دولت از منظر قوانین موضوعه وظیفه حمایت از کودکان کار را دارد؟ اگر دارد به چه صورت است؟

نعمت احمدی: خب اصل مطلب غلط می­‌شود. ما قوانین موضوعه داریم که کودک را به کار نگیریم. وقتی که کار کودک ممنوع است دیگر چه حمایتی؟ مساله مشکل دارد. خود قوانین مربوط به قانون کار است. وقتی که کار کودک ممنوع است دیگر اصل کار غلط است و دولت ممنوعیت دارد، دیگر دنبال چه حمایتی می­گردیم؟ آن کارفرمایی که آنها را به کار می­‌گیرد اگر به صورت آزاد کار می­‌کند آنها می‌شوند بچه­‌های کار. اگر در کارگاه‌هایی باشند که جرایم سنگینی دارد برابر با قانون کار است.

ببینید، من الان یک کارفرما هستم. مگر کارگر افغانستانی ممنوعیت ندارد؟ ولی داریم به کار می­‌گیریم. ما یک نهاد متولی مسئول نداریم که بشود آنجا را بخاطر استخدام کودک زیر 18 سال پلمپ کرد. بیش‌تر معضلات ما عدم اجرای قوانین موجود است.

سمن‌هایی که الان فعال هستند در این حوزه چه راه‌هایی دارند برای اجرای قوانین کار؟ بهرحال بخش عظیمی از قوانین مرتبط با فعالیت‌های کودکان کار است.

احمدی: ببینید دادستان در هر حوزه قضایی مدعی عموم است که وظیفه حفاظت و حراست و نظارت بر اجرای قوانین را دارد. اینجا می­‌توانند که اگر جایی را می­‌بینند که کودکان کاری مشغول به کارند به دادستان گزارش دهند. در خود اداره کار بخشی هست به اسم بازرسی که به راحتی رای صادر می‌کند که مرجع تجدیدنظر دادگستری است یعنی در آنجا خودشان یک مرجع نیمه قضایی هستند. احکامی را صادر می‌کنند که در شرایطی که شما اعتراض به رای داشته باشید مرجع اعتراض به آن رای دادگستری است و محکومیت‌­های سختی در خصوص به کارگیری کودک دارد. هم حبس هم محکومیت مالی. منتهی ما در قالب کودکان کار دو بخش داریم. یک کودک کار آن است که من کارفرما آن را به کار می‌گیرم که این کم اتفاق می‌افتد به خاطر اینکه ما متقاضی کار زیاد داریم. گاهی کودکان به صورت کارهایی که خانواده آنها را به کار می­‌گیرند هستند. در کوره‌پز خانه‌ها و... .

به باور بنده، بچه‌­های کار عمدتا از طرف خانواده‌­ها به کار گرفته می­‌شوند. ببینید بچه­‌های کار منظور نظر ما هستند که وجهه غالبی دارد، اینهایی هستند که در شهر حضور دارند که اینها را نمی­‌توانیم در غالب بچه­‌های کار محسوب کنیم. اینها را باید با نگاه تکدی­گری در نظر گرفت. اینها متکدی هستند تا کارگر. پاک کردن شیشه ماشین که کار نیست. کار تعریف دارد. قانون کار برای کار و کارگر تعریف دارد. اینها در قالب تعریف قانون کار و کارگر نمی­‌گنجد. یک نوع تکدی گریست که اگر بخواهد با آنها برخورد شود باید در این زمینه باشد.

عباسی: کودکی که برای ارتزاق خودش و خانواده‌­اش، آدامس و دستمال کاغذی و لواشک و.. می‌خرد و می­‌فروشد و صرفا هم در مقابل کالایش وجه را دریافت می‌کند، تعریف تکدی شما را زیر سئوال نمی­‌برد؟

احمدی: ببینید شما چند درصد از این افرادی که می‌آیند در چهارراه‌ها می‌­ایستند، فروشنده آدامس یا دستمال هستند؟ ما می‌­توانیم پوشش بدهیم به خیلی از چیزها. شما اگر نگاه بکنید اینها غالبش تکدی­‌گری را با یک تعبیر دیگری به کار برده است. کار معنایی دارد. ما اجیر داریم، کارگر داریم در مقابل مزدی که کارفرما می‌دهد. در کدام غالب می‌خواهید این را ببینید؟

عباسی: این یک بحث دیگر است آقای دکتر. اگر ما قالب­‌هایمان درست کار می­‌کردند که امروز مساله این نبود مساله امروز قالب­‌های ما است. من عرضم چیز دیگری است. حداقل ما در سمن خودمان مستیقما روی 700 کودک با هدف آموزش و هنر درمانی کار می­‌کنیم. من قبول دارم که وقتی جامعه تصویرش، تصویر تکدی است، آن بچه 7 ساله هم دنبال راهکاری است که منافعی را ببره. ولی ما در یکسال و نیم فعالیتمان نتیجه­‌مان این شده که اگر این بچه‌ها قبلا کسی بهشان همینجوری پول می‌داد قبول می­‌کردند الان پس می­‌دهند، می­‌گویند که خاله یا عمو اگر کالا از من می­‌خرید پول می­‌گیرم. ما باید تصویر ذهنی­مان را کمی تغییر بدهیم.

احمدی: شما چند درصد از اینها را دارید؟ من الان از پنجره اتاقم بیرون را نگاه می‌کنم، 20 نفر سر چهارراه ولیعصر ایستاده‌اند که هر کدام یک شیشه شوری دستشان است. اینها را شما کارگر می‌دانید؟ عرضه کننده کالا می­‌دانید؟

عباسی: کارشان در قالب خدمات است. من می‌خواهم بگویم که از آماری که در کشور داده می­‌شود تمام فروشندگان فروشگاه‌­ها بیمه تامین اجتماعی برایشان رد می‌شود ولی همه بیکارند ولی خدمت ارائه می‌دهد. برای اینکه نیاز شما را از رفتن به کارواش از ماهی دوبار تبدیل میکند به ماهی یکبار.

احمدی: این سخن را نگویید. مگر یک چراغ قرمز چند ثانیه است؟ شما در این چند ثانیه چه کار می‌توانید بکنید؟ ما این نگاه را داشتیم که اینها گسترش پیدا کرده است. ما یک چهارچوبی باید داشته باشیم. یا می­‌خواهیم با این دید نگاه کنیم به قصه و یک حالت عاطفی به قضیه بدهیم. من در روزنامه اعتماد ملی 20 سال پیش تحقیقی انجام دادم. بچه‌های خبرنگار را گذاشتیم اینجا، ایستادند ببینند چه کسی می‌آید و این بچه‌ها را کجا می­برند و شب‌ها کجا می­‌خوابند و چه کسی پول اینها را می­‌گیرد؟ شما یک دوربین بگذارید و ببینید اینها اجیر افراد دیگری هستند که از عاطفه من و شما سو استفاده می‌کنند.

عباسی: آقای دکتر  چند درصد اینطوری بودند؟

احمدی: از نظر من 100 درصد. من معتقدم آن مجموعه دیگر اجازه نمی‌دهد که مستقل اینجا باشند.

عباسی: ما حداقل روی 700 بچه این مطالعه را انجام دادیم. در طول این یکسال و نیم که تحت پوشش ما هستند. 80 درصد بچه‌های ما به هیچ عنوان هیچ گادفادری ندارند. فقط کودکانی هستند که از سر فقر فرهنگی دارند کار می‌­کنند.

احمدی: این بچه‌ها خانواده و محل سکونت دارند؟

عباسی: بله هر دو را دارند. 10 درصدشان ندارند. ما با این‌ها در ارتباط هستیم منتهی موضوع اجیر خانواده بودن نیست.

احمدی: من اولین بار است که چنین چیزی می­­‌شنوم. حدود چهل سال است که من خبرنگار آزاد میدانی هستم. نخستین بار است این را می­‌شنوم و خوشحالم اگر بچه­‌های کار به جای غریبه توسط خانواده به کار گرفته شده باشند.

برمبنای همان تعریفی که شما از قانون کار دارید، این قانون محدودیت زمانی در نظر نگرفته و اعلام نکرده است که مثلا اگر 7 ساعت کار صورت بگیرد، شامل قانون کار می‌شود. از دید قانون کار به صرف اینکه از یک شخصی خواسته شود که کاری را در مقابل مزد معین انجام بدهد رابطه اینها کارگر و کارفرماست. در چنین شرایطی شما باز هم کار این کودکان را تکدی‌گری می‌دانید؟

احمدی: شما اصل باطلی را مطرح می­‌کنید و می­‌خواهید از آن نتیجه مثبت بگیرید. شما می­‌گویید شخصی را برای یک کاری اجیر می­‌کنید. این فرد کیست که بتوانیم اسمش را کارفرما بگذاریم و آن فرد کیست و چه کار انجام می­‌دهد که بتوانیم اسمش را کارگر بگذاریم؟ من کارگر می­‌گیرم پسته از درخت بچیند، کارگر می‌­گیرم که آبیاری کند، چایی بدهد. تعریف کار را انجام می­‌دهم، جایگاه کارگر و کارفرما را تعیین می­‌کنم. شما صورت مساله را باید درست کنید.

الان در همین فرض این حالتی را در نظر بگیرید که کودک کاری بخواهد شیشه ماشین من را بشورد و من هم موافقت می‌کنم و پس از پایان کارش، حق الزحمه‌­اش را هم می­‌دهم. این در قالب قانون کار می‌گنجد یا خیر؟

احمدی: از نظر من خیر. نه کار تعریف شده است نه کارگاه و نه موضوع قضیه تعریف شده است. شما می­‌خواهید یک چیزی را گسترش بدهید و عاطفه را در قانون دخیل می‌کنید. کار آغاز و پایانی دارد. من این را اگر بخواهیم تعریف بکنم باید یک قالب بهش بدهم. آیا این کارگر خدماتی است؟ فروشنده ا­ست.؟

منصرف از رابطه کارگر و کارفرمایی، آیا بنظر شما ما قوانین و مقرراتی داریم که حمایت بکند از اینها؟ یا لازم است قانون گذاری بشود در این زمینه؟

احمدی: من با اصل مطلب مشکل دارم. آیا می‌شود اولا کودک را به کار گرفت تا بعدش بیاییم برایش مقررات وضع کنیم؟ خودتان می­‌گویید کودک. شما اصل مطلب را بررسی بکنید که اصلا می‌شود کودک را به کار گمارد یا خیر؟

عباسی: وقتی تصویر متولیان مخدوش می‌شود صورت مساله اشتباه درک می‌شود. اصطلاح تکدی­گری اتفاقا تصویر خیلی از دولت مردان ماست.

در مقاوله نامه‌های بین‌المللی و حتی قانون کار، کار باید یک سری ویژگی‌ها داشته باشد. دوتا از ویژگی‌های کار که بنظرم نمی­‌شود با کودک کار تطبیق داد یکی از آن‌ها رضایت کارفرما و کارگر است. یعنی خیلی وقت‌ها این بچه‌ها بدون اینکه شما بخواهید سمت شما می‌­آیند و خب این نیت وجود ندارد و دومی، مساله معین بودن زمان کار است که پروژه است، مدت معین است یا دائمی. این در به رسمیت شناختن کار این کودکان خدشه وارد می کند.

عباسی: اولا موضع رسمی شخص من و مجموعه ما و فکر می‌کنم همه این است که مخالف کار کودکیم. اصلا ما قبول نداریم. اما الگویی که شما می­‌گویید که درست هم هست، برای حل مساله روی کاغذ خوب است. برای اینکه من مثلا به استادم بگویم که من در آسیب شناسی یک قانونی، این سه نکته را شناسایی کردم. ولی دغدغه من، دغدغه اجرایی است. چه مشکلی را ما داریم از کودک کار حل می­‌کنیم؟ من ضمن اینکه به نظر شما احترام می‌گذارم کاری­ که ما کردیم این بوده که در ارتباط انسانی، ما با پدیده‌­ای مواجهیم که اصلا خوشایند جامعه ما و خوشایند هیچ عقل سلیمی و هیچ انسان مشفقی نیست و آن هم این است که آن بچه باید کار کند. این که ما بخواهیم با یک شیوه‌هایی او را از محیطش بیرون بکشیم تا حدی جواب می‌دهد اما باز هم مساله را حل نمی­‌کند چون آن بچه نیاز دارد که کار کند. کاری که ما کردیم در ارتباط با بچه­‌ها، روی ویژگی­‌های روانشناختی­شان کار کردیم. تاب آوریشان را بالا بردیم، پذیرش و غزت نفسشان را بالا بردیم. واکنشی که مشخصا داریم از مردم می‌شنویم این است که سر چهارراهی در سعادت آباد، بچه‌هایی که تا یکسال پیش زوری می‌آمدند و بدون اجازه کار می­‌کردند، فحاشی می‌­کردند یا آب دهان می‌­انداختند، الآن می‌­گویند خاله اجازه دارم که شیشه شما را پاک کنم؟ اگر اجازه بدهم انجام می‌­دهند و پول می­‌گیرند. این کاری است که ما میدانی داریم با بچه‌ها انجام می­‌دهیم و بخشی از نظر شما را تامین می­‌کند. من مخالف کار کودکان هستم ولی من درک می‌کنم کودک مجبور است کار کند و در فضای کارش ورود می‌کنم برای اینکه کمی محیطش را تلطیف کنم و آرام آرام دنیای خودش را آنقدر که قبلا تیره بود تیره نبیند. ما نطفه آفتابگردان را با این روش بستیم. یک روزی در یک جمعی نشسته بودیم با بچه‌های داوطلب طوفان فکری داشتیم، گفتیم بیایم رویا بسازیم که آفتابگردان را چه می­‌بینیم؟ و بنظر ما آفتابگردان برند ملی کودکان کار است. مال کسی هم نیست جز بچه­‌ها. یعنی زیر بلیط کسی نیست جز کودک کار. آن موقع به یک جمع بندی رسیدیم و آن این بود که بچه‌های کار رویا بسازند و رویا داشته باشند و پای تحقق رویاهایشان بایستند. یعنی ما ایستادیم که آن کودک رویا داشته باشد و پای رویا داشتنش بایستد. این از کجا آمد؟ ما رفتیم با بچه‌ها حرف زدیم و یک فیلم‌های کوتاه ازشان گرفتیم. ازشان می‌پرسیدیم آرزو داری؟ آرزوی تو چیست؟ رویایی داری؟ رویای تو چیست؟ خیلی از این بچه‌ها کلمه رویا و آرزو را نمی­‌شناختند! اصلا معنیش را نمی­‌دانستند. فکر می­‌کردند آرزو یعنی خدا؟ چه برسد که تصویری داشته باشد.  الان بعد از یکسال و نیم کار، بعضی‌ از بچه‌های ما چندین دقیقه و حتی یک ساعت  می­‌نشینند و راجع به  اینکه کی دانشگاه بروند؟ کدام دانشگاه؟ مدرسه بسازند برای بچه­‌های کار، کنار مدرسه هم خوابگاه داشته باشد برای غریب­ه‌ای که جا ندارند. کنار آن پانسیون یا خوابگاه، دانشگاه بسازد که بچه‌هایی که دارند کار می­‌کنند دانشگاهشان را هم بروند. این همان کودکی است که تا یکسال و نیم پیش معنی آرزو و رویا را نمی‌دانست. رویای این بچه را به همین سادگی می‌تواند تغییر داد. همه تلاش ما این بوده که تصویر این کودکان  را نسبت به خودش و به جامعه تغییر بدهیم. در چنین حالتی، این بچه احتمال بزهکار شدنش در بزرگسالی خیلی پایین‌تر از اون حالتی است که ما مسئولیت اجتماعیمان را انجام ندهیم و ولش کنیم به حال خودش.

  • منبع : www.datikan.com
  • بازدید : 132
کد امنیتی * CAPTCHA reload_32